غزل شمارهٔ ۸۲۹ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
در حسن ماهرویان آن آفتاب بنگر
در این چنین حجابی آن بی حجاب بنگر
جام حباب پر آب از ما بگیر و می نوش
معنی و صورتش بین جام و شراب بنگر
این گنج کنت کنزاً از این و آن طلب کن
اسمای حق تعالی در شیخ و شاب بنگر
جامی ز می پر از می در بزم ما روان است
با ما دمی برآور آب و حباب بنگر
از آفتاب روشن عالم شده منور
گر نور چشم داری در آفتاب بنگر
بیدار اگر ندیدی آن چشم مردم آشوب
باری خیال می بند نقشش خیال بنگر
پیوسته نعمت الله می می دهد به رندان
چون ما حریف او شو خیر و ثواب بنگر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به توصیف زیباییهای معنوی و دینی میپردازد. شاعر از خواننده میخواهد که به آفتاب جمال خداوند بنگرد و در میان پردههای مادی، حقیقت را جستجو کند. او به زیبایی جام و شراب اشاره میکند و دعوت میکند تا معنای عمیق زندگی را در یک زندگی پر از عشق و الهام بیابد. همچنین، به نعمتهای الهی که به رندان داده میشود اشاره میکند و تأکید میکند که در کنار کسانی که با او همنفس هستند، خیر و ثواب را باید درک کرد. در نهایت، شاعر بر اهمیت بیداری و آگاهی نسبت به جهان تأکید دارد و از ما میخواهد تا به زیباییهای پنهان نگاه کنیم.