غزل شمارهٔ ۸۳۸ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
عشق او ما را به کام است ای پسر
دل که باشد جان کدام است ای پسر
عاشقی در عشق اگر جان را نداد
نزد کامل ناتمام است ای پسر
مجلس عشق است و ما مست و خراب
عمر ما بی او حرام است ای پسر
خوش حبابی پر کن از آب حیات
کو شراب ما و جام است ای پسر
همدم جامیم و با ساقی حریف
عقل را اینجا چه نام است ای پسر
قرض بگذار و خوشی آسوده شو
هر چه داری جمله وامست ای پسر
بندهٔ جانی عبدالله ما
حضرت عبدالسلام است ای پسر
سید ما بندهٔ جانی اوست
پیش او سلطان غلام است ای پسر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مضامین عشق و وابستگی اشاره دارد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی پرقدرت یاد میکند که زندگی را معنا میبخشد و بدون آن، زندگی هدر میرود. او عاشقان را تشویق میکند که جان خود را برای عشق فدا کنند و از خوشیها و لذتهای زندگی بهرهمند شوند. همچنین به پیوند عمیق انسانها با یکدیگر و با عشق الهی اشاره میکند و بر اهميت تسلیم در برابر عشق تأکید میورزد. در نهایت، شاعر به مقام و منزلت بندهگان واقعی اشاره کرده و آنان را در برابر عشق بزرگ میستاید.