غزل شمارهٔ ۸۵۷ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
عشق جانان ما ز جان خوشتر
ذوق ما از همه جهان خوشتر
مجلس واعظان خوش است ولی
صحبت بزم عاشقان خوشتر
ما معانی خوشی بیان کردیم
آن معانی از این بیان خوشتر
همدم جام می دمی بر ما
بی شک از عمر جاودان خوشتر
بر لب چشمه خوش بود مأوی
غرقهٔ بحر بی کران خوشتر
آب دیده روان شده هر سو
این چنین آب رو روان خوشتر
خوش بود حور و جنت المأوی
نعمت الله از این و آن خوشتر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق و شیرین عاشقانه میپردازد. شاعر با ابراز عشق، آن را از هر چیز دیگری برتر میداند. او مجلس وعظ و نصیحت را نسبت به بزم عاشقان کمتر جذاب میبیند و کیفیت گفتگو و معانی عشق را عمیقتر از هر بیان دیگری معرفی میکند. همچنین، لذت نوشیدن جام می و بودن در کنار محبوب را بر عمر جاودان ترجیح میدهد. در نهایت، شاعر به زیبایی طبیعت و نعمتهای الهی اشاره دارد و میگوید که همه اینها نسبت به نعمت عشق کمتر خوشایند است. در کل، این شعر به معنای عشق و جذابیت آن در مقایسه با دیگر زیباییها و نعمتها میپردازد.