غزل شمارهٔ ۸۵۶ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
چنین دردی که من دارم همیشه بی دوا خوشتر
بلای عشق خوش باشد ولی با مبتلا خوشتر
ز آب چشم ما هر سو روان آبی است گر جوئی
خوشست این چشمهٔ روشن ببین درچشم ما خوشتر
محیط عشق موجی زد همه عالم شده سیراب
از این دریای بی پایان بود این چشمها خوشتر
حدیث جنت و حوران مگو در مجلس رندان
در آ در بزم سرمستان که اینجا حالیا خوشتر
به فرمان خدا ساقی مدامم جام می بخشد
خوشست این بخشش ، اماچون به فرمان خدا خوشتر
حجابت گر سر موئی بود چون بینوا بتراش
که پیش جمله درویشان قلندر بینوا خوشتر
خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست
حریف نعمت اللهیم ، صحبت بی ریا خوشتر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی درد و خوشیهای عشق و حالاتی است که در بزم رندان تجربه میشود. شاعر میگوید که دردی که دارد، بدون دارو برایش خوشتر است و عشق، حتی با مشکلاتش، جذابتر است. او به زیبایی اشکهایش اشاره میکند و آنها را مانند چشمهای روشن توصیف میکند. عشق مثل دریا تمام دنیا را سیراب کرده و او حالاتی که در مجلس رندان داریم را با حدیثهای بهشت مقایسه نمیکند. همچنین او از خوشیهای شراب و لحظات سرمستی در کنار دوستانش یاد میکند و ترجیح میدهد که این حال و هوا را داشته باشد، حتی اگر حجابش کم باشد و در این خرابات سرمست شده باشند. در نهایت، شاعر میگوید که صحبتهای صمیمی و بیریا و با دوستانش از همه چیز برای او خوشتر است.