غزل شمارهٔ ۸۶۰ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بیا از بود و از نابوده بگذر
از این دردسر بیهوده بگذر
ز غیرت غیر او از دل به در کن
ز غیرش چون من فرسوده بگذر
وسیله گر تو را عقل است بگذر
ز مقصودی و از مقصوده بگذر
از این دنیای بی حاصل چه حاصل
مشو آلوده و آسوده بگذر
اگر داری هوای گنج شاهی
ز پول قلب سیم اندوده بگذر
بد اندیشی اگر گوید تو را بد
تو نیکی کن سخن نشنوده بگذر
حریف سید سرمست ما باش
ز فرمان خود و فرموده بگذر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از خواننده میخواهد که از مشکلات و دردسرهای بیفایده عبور کند و دل را از غیر خدا پاک کند. او پیشنهاد میکند که اگر عقل داری، از هدفهای بینتیجه و دنیای فانی بگذر. همچنین، اگر خواهان ثروت هستی، باید از عشق به پول و مادیات دور شوی. شاعر بر این باور است که اگر کسی به تو بد بگوید، بهتر است کار نیک انجام دهی و به حرفهای او توجه نکنی. در نهایت، او دعوت میکند که به همراهی با اهل معرفت و عشق بپردازی و از فرمانهای خود و دیگران عبور کنی.