نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۷۶ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

گر ذات کند ظهور ای یار

نه یار بماند و نه اغیار

نه جام بماند و نه باده

نه مست بماند و نه هشیار

چون هستی تو حجاب راه است

لطفی کن و آن حجاب بردار

یک حرف و معانی فراوان

یک نقطه و اعتبار بسیار

جائی که به یک جو است صد جان

چه جای سر است و ریش و دستار

از نقش خیال غیر بگذر

تا چند کنی تو کار بی کار

رندانه در آ به بزم سید

جامی ز شراب او به دست آر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نگرش عرفانی اشاره دارد و به ظهور حقیقت و یگانگی ذات الهی می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که اگر حقیقت و یار حقیقی ظهور یابد، دیگر چیزی از دنیا باقی نخواهد ماند؛ نه یار و نه غیر او، نه شراب و نه مستی. هستی انسان مانند حجاب است که مانع درک حقیقت می‌شود. بنابراین، از خواننده می‌خواهد که این حجاب را برطرف کند و به معنای واقعی زندگی بپردازد. همچنین، شاعر به اهمیت دوری از خیال و وابستگی‌های دنیوی اشاره کرده و دعوت می‌کند که در محفل الهی، طعم حقیقی را بچشند.