غزل شمارهٔ ۸۹۴ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
منظور یکی ، یکی است ناظر
مظهر به مظاهر است ظاهر
جام است و شراب هر دو یک آب
نوریست به نور خویش ساتر
مستیم وخراب جام بر دست
داریم حضور و اوست حاضر
صد جان در عشق اگر ببازیم
باشیم ز بندگیش قاصر
با باطن پاک عشق بازیم
با ظاهر نازنین ظاهر
شد بر همه کائنات ناصر
منصور چو رفت بر سر دار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی و تبیین مفاهیم عمیق عشق و حقیقت پرداخته است. شاعر به وحدت بین مظاهر و حقیقت اشاره میکند و بیان میکند که همه چیز در عالم به نوعی به یکدیگر مرتبط است. جام و شراب که در اینجا نماد نوشیدنی روحانی هستند، به یک حقیقت واحد اشاره دارند. شاعر میگوید که در حالتی مستی از عشق هستیم و به نوعی از بندگی خداوند قاصر هستیم. او تأکید میکند که با وجود عشق پاک و واقعی، به ظاهر نازنین توجه داریم. اشاره به منصور نیز نشان از قهرمانی دارد که بر سر دار رفته و از آن برای بیان حقایق استفاده کرده است. در نهایت، شعر از تلاش برای درک عمیق عشق و حقیقت در زندگی انسانها سخن میگوید.