نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۹۹ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

مرغ جانم می کند پرواز باز

تا به برج خود رسد شهباز باز

جان بده گر وصل جانان بایدت

عاشقانه سر به پاش انداز باز

بگذر از نقش خیال غیر او

خلوت دل با خدا پرداز باز

در خرابات مغان مست و خراب

عزم رندی کرده ام آغاز باز

گر دمی با جام می همدم شوی

ذوق یابی یک دم از دمساز باز

عشقبازی کار بازی کی بود

عشق بازی ، خویش را در باز باز

شعر سید عاشقانه خوش بخوان

ساز سرمستان ما بنواز باز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره پرواز روح و جستجوی عشق حقیقی است. شاعر به مرغی تشبیه شده که می‌خواهد به آشیانه‌اش برگردد و در تلاش است تا به وصال معشوق برسد. او از خواندن و فکر کردن به غیر خدا عبور می‌کند و به خلوت دل می‌پردازد. همچنین، شاعر در مورد لذت‌های دنیا و شراب و رندی صحبت می‌کند و از عشق به عنوان یک بازی یاد می‌کند. در نهایت، او دعوت به خواندن اشعار عاشقانه و نواختن ساز می‌کند.