غزل شمارهٔ ۹۰ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
در محیط عشق ما گوهر طلب
هفت دریا را نجو دیگر طلب
عود دل در مجمر سینه بسوز
آنچنان عودی در این مجمر طلب
وصل آن محبوب بی همتای ما
گر طلب داری از این خوشتر طلب
جان باقی یابی از جانان خود
گر فنا گردی چو یاران در طلب
این سر تو چون کلاه آن سراست
سر بنه در پای او آن سر طلب
جان چو جوئی حضرت جانان بجو
دل رها کن خدمت دلبر طلب
هر کجا جام میئی یابی بنوش
نعمت الله را در آن ساغر طلب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره جستجوی عشق و وصال معشوق است. شاعر به زیبایی از longing (دلتنگی) و تلاش برای یافتن محبوب بیهمتا سخن میگوید و بر اهمیت سوز و اشتیاق در دل تأکید میکند. او میگوید که جان انسان باید در جستجوی محبوب واقعی و عشق الهی باشد و برای رسیدن به این مقام، باید خود را فدای عشق کند. شاعر همچنین به لذتهای دنیوی و معنوی اشاره میکند و نوشیدن شرابی که نماد نعمت الهی است را به عنوان راهی برای رسیدن به این هدف میداند. در کل، پیام شعر دعوت به جستجوی عشق الهی و وصال است.