غزل شمارهٔ ۹۳۴ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
پاک باش و بی وضو یک دم مباش
جز که با پاکان دمی همدم مباش
دنیی دون گر نماند گو ممان
پیرزن گر مرد در ماتم مباش
پند رندان گوش کن گر عارفی
جام می را نوش کن بی جم مباش
اسم اعظم پادشاه عالمست
لحظه ای بی صاحب اعظم مباش
گر کسی در عشق او جان می دهد
جان رها کن کمتر از هر کم مباش
باش دلشاد از وصال دلبرت
در فراقش نیز هم بی غم مباش
یک دمی با نعمت الله هم برآر
لحظه ای با غیر او همدم مباش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به اهمیت پاکی و ارتباط با افراد پاک اشاره میکند. او میگوید نباید لحظهای بدون وضو و در جمع ناپاکان بود. زندگی دنیا را حقیر بشمار و در ماتم چیزهای آثارش نمان. همچنین، گوش به پند رندان و عرفا بسپار و در مینوشی به جمود نپرداز. او یادآور میشود که اسم اعظم خداوند، پادشاه عالم است و نباید از یاد او غافل شد. عشق به خداوند و وصال با او شادیآور است و در فراق او باید بیغم بود. در نهایت، شاعر تأکید میکند که باید همواره با نعمتهای الهی در ارتباط باشیم و هرگز با غیر او همدم نشویم.