نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۸۲ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

در آینهٔ وجود مطلق

خود بینم و خودنمایم الحق

مائیم حباب و آب دریا

هم جام شراب و بحر و زورق

او معشوقست و عاشق ما

از عشق شدیم هر دو مشتق

مستیم و خراب در خرابات

ایمن ز مقیدیم و مطلق

یک جرعه ز دُرد درد ساقی

بهتر ز هزار جام رادق

ما بلبل سرخوشیم و گلشن

از نالهٔ ما گرفت رونق

هر قول که گفت نعمت الله

گفتند جهانیان که صدق

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان روابط میان وجود مطلق و انسان می‌پردازد. شاعر در آینه وجود مطلق، خود را مشاهده کرده و خود را به نمایش می‌گذارد. او اشاره می‌کند که انسان‌ها مانند حبابی در دریا هستند و بین عشق و معشوق تفاوتی وجود ندارد. این دو از عشق یکدیگر نشأت می‌گیرند و همواره در حال مستی و خراب شدن در عوالم عشق هستند. ناله و زاری بلبل‌ها باعث رونق گلشن می‌شود و در نهایت، جهان به صدق نظرات نعمت الله اذعان می‌کند.