قطعهٔ شمارهٔ ۱۰۱ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خطی کو را نه حسن است و نه ترتیب
نه در اعراب او فتح است و نه ضم
همه تفصیل او اجمال تحقیق
همه توحید او تحقیق اعظم
کسی برخواند این خط معما
که در عالم نه خود بیند نه عالم
نه آغارش شود مانع نه انجام
نه ابلیسش حجاب آید نه آدم
نه از کفرش بود اندیشه نه از دین
نه اندیشه ز فردوس و جهنم
برای آفرینش باشدش سیر
نه نامحرم بود با او نه محرم
مبرّا باشد از هر بود و نابود
مجرد باشد از هر کم
چو سید را مسلم نیست این درد
ندانم تا که را باشد مسلم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف حالتی از وجود و معرفت میپردازد که در آن، همه چیز از قیدهای معمولی، نظیر حسن و ترتیب، پیروی نمیکند. نویسنده به یک خط و الفبا اشاره میکند که معانی عمیقتری دارد و تنها کسانی میتوانند به آن بپردازند که از خود و جهان فراتر رفتهاند. در این حالت، نه به کفر و دین فکر میشود و نه به بهشت و جهنم، بلکه تنها مسیر آفرینش و سیر در آن مطرح است. این حالت از هر گونه محدودیت و تغییر مبراست و فردی که به این درک رسیده، ممکن است درد و رنجهای دنیوی را درک نکند.