نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قطعهٔ شمارهٔ ۱۲۹ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

از خدا این و آن طلب چه کنی

از خدا جز خدا چه می جوئی

حضرت او از او طلب می کن

از شه و از گدا چه می جوئی

او از او جو که جستجو این است

از گدا پادشاه چه می جوئی

وحده لاشریک له می گو

دو مگو دو سرا چه می جوئی

در پی این جهان چه می گردی

تو از این بی وفا چه می جوئی

دُرد دردش دوای درد دل است

به از این خود دوا چه می جوئی

غرق دریای رحمتی شب و روز

غیر ما را ز ما چه می جوئی

ذات باقی طلب چو سید ما

از فنا و بقا چه می جوئی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان فلسفه‌ای معنوی و جستجوی خداوند می‌پردازد. شاعر از خواننده می‌خواهد که از خداوند چیز دیگری نطلبد و به جای جستجوی دنیا و مخلوقات، به خدا و ذات او توجه کند. او به این نکته اشاره می‌کند که حقیقتاً تنها در جوهر خدا باید طلب و جستجو کرد و هر چیز دیگر، از جمله دنیا و مخلوقات، فانی و بی‌ثبات هستند. همچنین، درد و رنج انسان تنها با نزدیکی به خداوند و دریافت رحمت او درمان می‌شود. در نهایت، آنچه باید خواست، ذات باقی و ابدی خداوند است.