شمارهٔ ۲ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / مثنویات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
چشم ما تا عین او را دیده است
در نظر ما را چو نور دیده است
این عجب بنگر که عینی در ظهور
می نماید این همه اعیان چو نور
عین عاشق عین معشوق وی است
عین بی معشوق و بی عاشق کی است
عین او بنگر به عین نور او
تا که باشی ناظر و منظور او
گرد اعیان مدتی گردیده ام
عین اعیان عین او را دیده ام
این اضافت از ظهور ما به ماست
ور نه بی ما این اضافت از کجاست
از اضافت بگذر و از عین هم
تا نماید جسم و روح و عین هم
شد هلاک این عین ما در عین او
کل شیئی هالک الا وجهه
رویت عینی به عین ما بود
عین ما گه موج و گه دریا بود
هرکه با دریای ما شد آشنا
عین ما بیند به عین ما چو ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی دیدن و درک حقیقت خداوند و معشوق است. شاعر میگوید که چشمان ما فقط زیبایی و نور معشوق را میبینند، و همهٔ چیزها در حقیقت عین او هستند. او تأکید میکند که حضور معشوق در عالم، تمامی موجودات را به شکل نور و جمال مینمایاند و در غیر این صورت، شناختی از این موجودات نداریم. شاعر تأکید دارد که در نهایت، همه چیز در او نابود میشود، به جز ذات الهی. او از طریق عشق و شناخت معشوق، به درک عمیقتری از وجود و حقیقت میرسد.