شمارهٔ ۲۹ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / مثنویات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
گر بیابی عارفی صاحبدلی
خدمت او کن که گردی مقبلی
خدمت صاحبدلان می کن به جان
تا بیابی منصب اهل دلان
خدمت این طایفه مردانه کن
جان فدای خدمت جانانه کن
سر بنه بر پای مردان خدا
تا چو ما سرور شوی در دو سرا
ترک این دنیی کن و عقبی بمان
تا فدای تو شود هم این و آن
غیر محبوب از دل خود دور کن
بگذر از ظلمت هوای نور کن
بعد از آن بگذر ز نور ای نور چشم
تا ببینی نور او منظور چشم
چیست عالم نزد یاران سایه اش
سایه را مان و ببین همسایه اش
در نظر آئینهٔ گیتی نما
می نماید نور چشم ما به ما
او یکی و اعتبارش صد هزار
ز اعتبارات آن یکی شد صد هزار
در صد آئینه یکی پیدا شده
آن یکی با هر یکی پیدا شده
او یکی و اعتباراتش بسی
نیک دریاب و مگو با هر کسی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به ترویج خدمت به عارفان و صاحبدلان میپردازد و تأکید میکند که با خدمت به آنها، انسان به مقام و منزلت بالایی دست مییابد. نویسنده به پیروان خود توصیه میکند که دنیای مادی را ترک کنند و به سوی معنویات بروند و از هر آنچه غیر از محبوب حقیقی است، دوری کنند. او به اهمیت نور و روشنایی معرفت اشاره میکند و بر این باور است که دیدن نور واقعی نیازمند گذر از ظواهر است. در نهایت، شخصیت واحد و تحلیلی را معرفی میکند که وجودهای متنوع در جهان را تحت تأثیر قرار داده و این اعتبارات را به یکدیگر متصل میکند. پیامی نیکو در این متن نهفته است که باید درک عمیقتری از معنای واحد در بین تنوعها داشته باشیم.