شمارهٔ ۳۹ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / مثنویات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ز ذوق خود تو را آگاه کردم
بهانه آفتاب و ماه کردم
دوئی بگذار تا باشی یگانه
مراد ما یکی دیگر بهانه
درآ در حلقهٔ رندان سرمست
تو را گر میل ذوق عارفانست
فنا شو تا بقا یابی ز باقی
سبو می کش که یابی لطف ساقی
خراباتست و ما مست و خرابیم
چو رندان اوفتاده در شرابیم
ز بحری قطره ای گفتم عیانش
معانی خوشی کردم بیانش
ز شرک خودپرستی گر برستی
به غیر از حضرت حق کی پرستی
خیال غیر خوابی می نماید
همه عالم سرابی می نماید
به بزم عاشقان ما گذر کن
دمی در چشم مست ما نظر کن
طلب کن گنج اسمای الهی
اگر یابی بیابی پادشاهی
اگر اسم و مسمی را بدانی
به ذوق این شرح اسما را بخوانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر از احساسات و ذوق خود سخن میگوید و به عشق و عرفان اشاره میکند. او دعوت میکند که شخصی به حلقه رندان و عارفان بپیوندد و از لذتهای معنوی بهرهمند شود. او بر اهمیت فنا در راه رسیدن به بقا و عشق الهی تأکید میکند. همچنین به اشتباهات خودپرستی اشاره کرده و یادآور میشود که غیر از خداوند، هیچکس را نباید پرستید. شاعر به بزم عاشقان دعوت میکند و اشاره میکند که در این بزم میتوان به گنجی از معرفت و اسمهای الهی دست یافت. در نهایت، او بر اهمیت آگاهی از اسم و مسمی تأکید میکند تا به درک عمیقتری از معانی برسد.