نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / مثنویات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

عدد از واحد آشکارا شد

واحدی در عدد هویدا شد

کثرت و وحدتست در هر باب

مجملا و مفصلا دریاب

کثرتش چون حباب دان دایم

وحدتش بحر و این به آن قایم

وحدت و کثرت اعتباری دان

نسخهٔ عقل را چنین می خوان

نقش عالم خیال می بینم

در خیال آن جمال می بینم

او لطیف است و در همه ساری

آب رحمت بجوی او جاری

نه حلول است حلّ و حال منست

سخنی از من و کمال منست

هر که در معرفت سخن راند

وصف خود می کند اگر داند

تو منی ، من تو ام دوئی بگذار

من نماندم تو هم دوئی بگذار

انت ما انت و انا ما هو

هو هو لا اله الا هو

لیس فی الدار غیره باقی

غیره عندنا کر اغراقی

هر چه داریم جمله جود وی است

جود او نزد ما وجود وی است

ور تو گوئی که غیر او باشد

بد نباشد همه نکو باشد

تن بود سایبان و جان خورشید

آن یکی چتر دان و آن جمشید

سایه و شخص می نماید دو

در حقیقت یکی است بی من و تو

مرغ سان سوزم و دو جانم پر

سیدم پر ز سوز و سوزم پر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در مورد وحدت و کثرت در وجود و فلسفه هستی سخن می‌گوید. شاعر به توضیح این نکته می‌پردازد که هر عددی از واحد نشأت می‌گیرد و در عین حال واحدی در کثرت هویدا می‌شود. او به رابطه بین کثرت و وحدت اشاره می‌کند و آن‌ها را به‌صورت مفهومی و عمیق بررسی می‌کند. وحدت را با دریا و کثرت را به حباب تشبیه می‌کند و بیان می‌کند که در نهایت، همه چیز به یک حقیقت واحد بازمی‌گردد. این شاعر می‌گوید که شناخت حقیقی از خود، در واقع شناخت از خداست و هرچه داریم، نعمت و جود خداوند است. او همچنین به توحید و یگانگی در هستی اشاره می‌کند و بر این نکته تأکید می‌کند که در حقیقت، همه چیز یکی است و جدایی بین من و تو تنها منطق انسانی است. شعر در نهایت به عشق و سوز و اشتیاق روح اشاره دارد.