شمارهٔ ۴۳ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / مثنویات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
یا حبیبی و قرة العینی
انا عینک و عینک عینی
به حقیقت یکی بود بی شک
در ظهور این دوئی نمود آن یک
احولست آنکه یک دو می بیند
چون دو بیند یگانه ننشیند
صوت صادق بود صدا کاذب
راز صادق مگوی با کاذب
صفت و ذات واحدش خوانند
بی صفت ذات را احد دانند
به صفت ذات او توان دانست
هر که دانست آنچنان دانست
آنکه دانیم ذات موصوفست
حضرت اوست آنکه مکشوفست
گنج و نا گنج نزد او گنجد
گنج او در دلم نکو گنجد
عاشقانی که عین یکدگرند
عین خود را به عین خود نگرند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و وحدت اشاره دارد. شاعر با استفاده از تصاویری از عشق و دیدگاههای عمیق در مورد وجود و یگانگی، به احساسات مشترک میان عاشقان میپردازد. او میگوید که در حقیقت، همه چیز یکی است و افراد تنها با چشم دوگانگی خود میتوانند این یگانگی را بشکنند. همچنین، اشاره به رازها و صفات الهی دارد و بیان میکند که خداوند در ذات واحد خود، کمال و زیبایی را نهفته است. در نهایت، دعوت به نگاهی عمیقتر به عشق و ارتباط میان عاشقان میکند، به طوری که هر عاشق باید خود را در دیگری ببیند.