شمارهٔ ۶۰ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / مثنویات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
بشنو اسماء الهی یادگیر
زان که هم واحد بود او هم کثیر
ما صفات و ذات اسما خوانده ایم
اسم را عین مسمی خوانده ایم
اسم اسمست اینکه می خوانیش اسم
کی چنین خوانی اگر دانیش اسم
در مقام جمع روشن شد چو شمع
آنچه مخفی بود اندر جمع جمع
عارفان ذات و صفت دانند اسم
بی صفت دانش کجا خوانند اسم
می تجلی دان و جامش عالم است
بودن این هر دو هر دو با هم است
جام و می دریاب چون آب و حباب
تا سؤال هر دو را یابی جواب
جام و می با همدگر همدم شدند
صورت و معنی به هم محرم شدند
نیستی و دم ز هستی می زنی
از منی بگذر اگر یار منی
از خودی در حضرت او دم مزن
ملک توحید از دوئی بر هم مزن
آینه برداشت برقع برگشود
آن یکی از هر یکی او را نمود
در همه صورت تو آن معنی نگر
صورت و معنی خود یعنی نگر
سایه و خورشید از هم دور نیست
روشن است این چشم ما و کور نیست
برزخ است این حضرت و باشد در او
زین سبب غیب مضافی نام او
با شهادت وجه او باشد مثال
چار حضرت گفتم ای صاحب کمال
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بررسی اسمای الهی و ارتباط بین ذات و صفات خداوند میپردازد. شاعر بیان میکند که اسم خداوند تنها یک اسم نیست، بلکه عین مسما بوده و در درک عارفان، ذات و صفات خداوند با هم مرتبط هستند. همچنین به رابطه میان عالم و میتجلی اشاره دارد و تأکید میکند که روحانیت افراد باید از خودپرستی بگذرد تا به یگانگی در توحید برسند. در نهایت، شاعر به صفات و آیات الهی و نزدیک بودن معنا و ظاهر اشاره میکند و از جزئیات و ظواهر فراتر میرود تا به حقیقت و وجود نائل شود.