شمارهٔ ۶۳ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / مثنویات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
گنج اسم اعظم از ذات و صفات
آشکارا کرده اندر کائنات
هر کجا کنجی است گنجی در وی است
کنج هر ویرانه بی گنجی کی است
معنی او گنج و صورت چون طلسم
در چنین گنجی بود آن گنج اسم
جام می باشد حبابی پر ز آب
نوش کن جامی که دریابی شراب
نسخهٔ اسما بجو یک یک بخوان
وحدت اسم و مسما را بدان
بی من و تو ، من تو ام تو هم منی
ور تو من گوئی و تو باشد منی
در مراتب آن یکی باشد هزار
در هزاران آن یکی را می شمار
آن یکی در هر یکی پیدا شده
قطره قطره آمده دریا شده
اسم اعظم گنج و اسما چون طلسم
نعمت الله را بجو دریاب اسم
آفتابی را ببین در ذره ای
عین دریا را نگر در قطره ای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بررسی مفهوم "اسم اعظم" و ارتباط آن با ذات و صفات الهی میپردازد. نویسنده بیان میکند که هر جا کنجی وجود دارد، گنجی نیز در آن نهفته است، و هیچ ویرانهای بدون گنج نیست. او به تشبیهاتی استفاده میکند، مانند جام و حباب، تا اهمیت درک این گنج را نشان دهد. همچنین تأکید میکند که باید اسامی الهی را یکی یکی جستوجو کرد و به وحدت اسم و مسما آگاه شد. در این میان، نویسنده بر یکپارچگی و ارتباط عمیق میان موجودات تأکید میکند و به حرکت از کثرت به وحدت اشاره دارد، همانطور که قطرهها به دریا میپیوندند. در پایان، به شناخت نعمت الهی و مشاهده حقیقت در ظاهری کوچک، مانند دیدن آفتاب در ذرهای، اشاره میکند.