شمارهٔ ۶۴ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / مثنویات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
گوهر ار جوئی در این دریا بجو
سر آن درّ یتیم از ما بجو
نقد گنج کنت کنزاً را طلب
هر چه می خواهی بیا از ما طلب
ساقی مستیم و جام می به دست
می خورند از جام ما رندان مست
ملک میخانه سبیل ما بود
آید اینجا هر که او ز اینجا بود
هر کجا رندی است ما را محرم است
هر کجا جامی است با ما همدم است
صورت ما مظهر معنی ماست
این و آن ، دو شاهد دعوی ماست
علم وجدانی است علم عارفان
علم اگر خوانی چنین علمی بخوان
قول ما صدیق تصدیقش کند
آن محقق نیک تحقیقتش کند
تا ننوشی می ندانی ذوق می
تا نگردی وی نیابی حال وی
مستم و خورده شراب بی حساب
هر که بیند گویدم خورده شراب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به جستجوی معنای عمیق و تجربههای شیرین زندگی اشاره دارد. شاعر از ما میخواهد که در دریای عشق و معرفت جستجو کنیم و سراغ گنجینههای ارزشمند را از خودمان بگیریم. او به میخانه و خوشیهای آن اشاره میکند و بیان میکند که در این مکان، رندان و عاشقان گرد هم میآیند و جایی برای راز و رمز زندگی است. همچنین، شاعر به اهمیت تجربه شخصی در درک حقیقت و لذت از زندگی تأکید میکند و میگوید تا وقتی نوشیدنی نداشته باشی، طعم واقعی زندگی را نخواهی چشید. نهایتاً، او به حال مستی و سرخوشی اشاره میکند و میگوید که اگر کسی این حالت را ببیند، خواهد فهمید که او نیز در حال نوشیدن شراب زندگی است.