شمارهٔ ۷ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / مثنویات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
در دو عالم جز یکی موجود نیست
ور تو گوئی هست آن مقصود نیست
با خیال دیگری گر سرخوشی
خوش خوشی جام شرابی می کشی
هر خیالی را که می بینی به خواب
نقش او باشد چو بُرداری نقاب
اصل جوهر دان و گوهر فرع او
اصل و فرع ما بُود در وی نکو
صورت و معنی عالم گفتمش
دُر توحید است نیکو سُفتمش
در صدف آبی است بر بسته نقاب
می نماید در نظر دُر خوشاب
هستی ما سایهٔ هستی اوست
مستی ما عین سرمستی اوست
قطره و دریا به نزد ما یکی است
بشنو از ما قطره و دریا یکیست
این دوئی پیدا شده ازما و تو
شرک باشد گر یکی خوانی به دو
از کتاب ذات و آیات صفات
نسخهٔ خوش خوانده ای در کائنات
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن دربارهٔ وحدت وجود و پیوستگی میان مخلوق و خالق است. شاعر به این نکته اشاره میکند که در دو عالم، تنها یک حقیقت وجود دارد و هر آنچه غیر از آن به نظر میرسد، حقیقت نیست. اگر کسی با خیال و خوشی به سر ببرد، باید بداند که این خوشحالیها تنها زائیدهٔ توهمات است و حقیقت اصلی زیر نقابهای خیالی پنهان است. شاعر بر اهمیت درک جوهر اصلی وجود تأکید میکند و بیان میکند که اصل و فرع در وجود خداوند هستند. همچنین اشاره میکند که هستی ما تنها سایهای از هستی اوست و حالت مستیهای ما در حقیقت بازتاب مستی اوست. او به وحدت دریا و قطره اشاره میکند و میگوید که این دو باید یکی در نظر گرفته شوند. در نهایت، به توحید و یکپارچگی در وجود الهی میپردازد و تأکید میکند که هر گونه دوگانگی و فصل، شرک است.