شمارهٔ ۸۴ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / مثنویات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
می صاف دگر در جام کردم
محبت نامه اش زان نام کردم
محبّانه به محبوبی نوشتم
ز طالب سوی مطلوبی نوشتم
بخوانش خوش که اسرار الهی است
معانی بیان پادشاهی است
همه دردت ازو یابد دوائی
بود آئینهٔ گیتی نمائی
به هر صورت به تو حسنی نماید
ز هر معنی تو را عشقی فزاید
کلام دلپذیر عاشقان است
اگر معشوق جوید عاشق آن است
همه عشق است و غیر از عشق خود نیست
بنزد او همه نیک اند و بد نیست
همه عالم به عشق از عشق پیداست
نظر کن عشق در عالم هویداست
نباشد عاشق و معشوق بی عشق
نیابی خالق و مخلوق بی عشق
محب ار وصل محبوبش تمناست
مرادش در محبت میشود راست
محب و حب و محبوب ار بدانی
محب را غیر محبوبش نخوانی
اگر دریا وگر موج و حباب است
به نزد ما هه جام شراب است
سبیل ما است میخانه سراسر
اگر می می خوری پیش آر ساغر
به شادی نعمتاللّه نوش کن می
که کم یابی حریفی مست چون وی
محبت نامه اش از یاد مگذار
محب خویشتن را یاد می دار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عشق و محبت پرداخته و رابطه عاشق و معشوق را توصیف میکند. او میگوید که همه چیز از عشق نشأت میگیرد و هیچ چیزی بدون عشق معنا ندارد. شاعر بر این باور است که عشق راهی است برای درک اسرار الهی و معانی عمیق زندگی. او به میخانه و نوشیدن می به عنوان نمادی از شادی و عشق اشاره میکند و تأکید میکند که باید به یاد محبوب و محبت بمانیم. عشق را گرم و زندگیبخش میداند و از همه میخواهد که در جستجوی عشق و محبت باشند. در نهایت، اشاره میکند که هیچ چیز اهمیتش را بدون عشق از دست نمیدهد.