وله ایضاً شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / متفرقات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا از سر زلف تو یکی تار برآمد
صد فتنه عیان شد
صد شور ز اسلام و ز کفار برآمد
غوغا به جهان شد
بر خاک زمین چون که یکی جرعه فشاندند
از بادهٔ بی چون
از خاک زمین آن بت عیار برآمد
سر خیل بتان شد
مسجود ملایک شد و لشکرکش ارواح
زان روح مقدس
شیطان ز حسد بر سر انکار برآمد
مردود زمان شد
تا از ید بیضا بنمودی سر انگشت
مه جامه بدرید
ترسا ز چلیپا و ز زُنار برآمد
در دین امان شد
یک غمزه نمودی به خلیل از تو در افتاد
اندر دل آتش
گلزار بهشت از جگر نار برآمد
آتش چو جنان شد
تا مهر جمال رخ خوب تو تجلی
کرد از پس پرده
موسی ز پی دیدن دیدار برآمد
بر طور روان شد
اسرار حقیقت نتوان گفت به اغیار
کو چون به جهان شد
کز سرّ سرا پردهٔ اسرار برآمد
دل برد و نهان شد
اجزای ذرایر نبود ذرهٔ خالی
از پرتو آن نور
هر ذره کز آن پرتو انوار برآمد
خورشید عیان شد
سید ز کف ساقی وحدت چو بنوشید
جامی ز محبت
سر مست می عشق به بازار برآمد
در عین عیان شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و قدرت جذابیت و تاثیر حضرت محمد (ص) اشاره میکند. با بیان اینکه هر تار مویی از زلف او باعث بروز فتنهها و شور و غوغا در جهان شده است، شاعر به اهمیت و بزرگی او در بین مردم و در تاریخ اشاره میکند. آنگاه به مقایسه او با شخصیتهای بزرگ مانند موسی میپردازد و بیان میکند که حتی اسرار و حقیقتها نمیتوانند به دیگران منتقل شوند. در نهایت، شاعر با اشاره به نور و جمال حضرت، نشان میدهد که هر ذرهای از وجود او روشنایی و روشنی را به دنیا میآورد و محبت و عشق او در دلها جای دارد.