نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

رباعی شمارهٔ ۲۲۸ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

دل در سر زلف دلستانش بستم

وز نرگش چشم پر خمارش مستم

من نیست شدم ز هست خود رستم

از هستی اوست هستیم گر هستم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق به محبوبش سخن می‌گوید و بیان می‌کند که دلش را به زلف‌های او سپرده و از چشمان مستش به شدت تحت تأثیر قرار گرفته است. او احساس می‌کند که از وجود خودش کاسته شده و تمام هستی‌اش وابسته به وجود محبوبش است. به عبارت دیگر، وجود او را ناشی از محبوبش می‌داند.