نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۳ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

چه خوش افتاده عکس ماه در آب

چیده آیینه دستگاه در آب

سر خط سینه صافیی دارد

مشق دل می کند نگاه در آب

همه در بحر اضطراب دلند

کس چه داند گل از گیاه در آب

در لباس است اعتبار همه

هست یکسان گدا و شاه در آب

داده ام دل به دست گریه اسیر

شسته ام نامه سیاه در آب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و تأمل در آینگی و بازتاب‌های زندگی می‌پردازد. تصویر ماه در آب و چیدمان آیینه‌ها نماد زیبایی و حقیقت است. شاعر به تماشای سینه صاف خود در آب می‌پردازد و به اضطراب دل سایرین اشاره می‌کند. در جهانی که همه در قید لباس و ظاهر هستند، گدا و شاه یکسانند. در نهایت، شاعر به احساسات عمیق و غم خود اشاره کرده و از غم و نامه‌های دلدادگی‌اش صحبت می‌کند که در آب شسته شده‌اند.