شمارهٔ ۱۲۵ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
عکس مهتاب کشیده است پریخانه در آب
شده از موج عیان محشر دیوانه در آب
گر خیال تو چراغ دل گوهر گردد
خیزد از موج شرار پر پروانه در آب
خانه پرداخته مجنون غم سیلابش نیست
کشتی اوست سبکباری ویرانه در آب
گردد از سبزه و خاشاک همان بر لب جو
رو بشویند اگر جاهل و فرزانه در آب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تماشای زیباییهای طبیعت و احساسات عمیق انسانی میپردازد. شاعر تصویری از ماه روشن در آب را ترسیم میکند که هر موج آن، حس دیوانگی و زیبایی را به نمایش میگذارد. در ادامه، او به تفکر درباره عشق و اشتیاق میپردازد و میگوید اگر عشق حقیقی مانند چراغی دل را روشن کند، آتش شوق از دل برمیخیزد. همچنین به وضعیت مجنون اشاره میکند که غم او را در سیلابهای زندگی غرق کرده است. در نهایت، شاعر به جمعآوری خاشاک و سبزه اشاره میکند و نشان میدهد که زیباییها و ناآگاهیها میتوانند در کنار هم وجود داشته باشند.