نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۳ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خط بر سرهر حرف چو تقویم کشندت

زان به که خطی بر سر تسلیم کشندت

ای خاک نشین رتبه ات از دولت خواری است

مگذار که در پله تعظیم کشندت

چون گرد از این جاده بکش دامن همت

حیف است که اقلیم به اقلیم کشندت

بر صفحه رحمت رقم حرف امید است

تیری که بر هر مو به تن از بیم کشندت

بی شان ادب صورت دیوار وجودی

هر چند که با خانه تعلیم کشندت

هر چند اسیر غمی از حرف میندیش

در چشم کند سرمه گر از بیم کشندت؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نوعی نقد جامعه و شرایط اجتماعی است که فرد را در موقعیت‌های ناپسند و تحقیرآمیز قرار می‌دهد. شاعر تأکید می‌کند که نباید اجازه داد دیگران بر سر شخصیت و هویت ما خط بکشند و ما را به تسلیم وا دارند. او به انسان‌ها می‌گوید که باید از غم و مشکلات فراتر بروند و به خودشان و ارزش‌هایشان احترام بگذارند. در نهایت، شاعر یادآوری می‌کند که در مواجهه با چالش‌ها و سختی‌ها، نباید ناامید شد و باید به جستجوی امید و عزت نفس ادامه داد.