نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۹ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از عکس تنت جیب قبا آینه زار است

پیراهن از اندام تو لبریز بهار است

دایم دم صبح است در اقلیم محبت

آیینه دلان را به شب و روز چه کار است

کرد از ستم آباد شب هجر خلاصم

صیاد خیال نگهت صبح شکار است

از کشتن منصور غرض دفع خمار است

این ساغر می چاره خمیازه دار است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و عشق صحبت می‌کند. شاعر به تأثیر عمیق محبوب بر دل و جان خود اشاره دارد و می‌گوید که وجود محبوب مانند بهاری است که سرشار از زندگی و شادابی است. همچنین به تأثیر محبت در زندگی و فراز و نشیب‌های آن، مانند صبحی همیشگی، اشاره می‌کند. همچنین، شاعر از درد‌های ناشی از جدایی و تمایل به وصال می‌گوید و این که نوشیدن شراب (سمبل عشق و شادابی) تسکین‌دهنده خستگی‌ها و غم‌هاست.