نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۵ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گر به دست آید گل داغ از گلستان خوش‌تر است

بر خورد گر زخم ناسور از نمکدان خوش‌تر است

در نظر حسن پری دارد تماشای نهان

وادی حسرت ز طرف نرگسستان خوش‌تر است

می‌کند چون نقش پای دل گلی در آستین

جاده شوق از خیابان گلستان خوش‌تر است

بستر ریگ روان همراه داری منعمی

خواب اگر آید به دامان بیابان خوش‌تر است

گرچه دارد قطره نیسان گهر در آستین

سنگ اگر بارند بر دیوانه طفلان خوش‌تر است

هر بیابانی که جولان غزالی دیده است

سایه خارش به چشم ما ز مژگان خوش‌تر است

گفتگو در پرده کردن صد طرف دارد اسیر

پیش من از یار عریان حرف عریان خوش‌تر است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی‌های عشق و احساسات عمیق انسانی می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویری زنده، بیان می‌کند که حتی درد و رنج‌هایی که ممکن است از عشق و زیبایی به وجود بیاید، در مقایسه با خوشی‌های آن، خوشایندتر است. به عنوان مثال، احساسات عاشقانه مانند زخم‌هایی هستند که به جای درد، شادی می‌آورند. همچنین، تماشای زیبایی‌های نهان و صحبت‌های صمیمی از معشوق را ارزشمندتر از گفت‌وگوهای مصنوعی می‌داند. به طور کلی، شاعر بر این باور است که در عشق و زیبایی، حتی سختی‌ها نیز از لذت‌ها و شگفتی‌ها کمتر نیستند.