شمارهٔ ۱۷۶ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)
حرف مجنون تو از گلبرگ تر نازکتر است
حلقه زنجیرش از آب گهر نازکتر است
چون نگاه پاکبازانم سر پرواز نیست
ورنه دام از پرده های چشم تر نازکتر است
فتنه جوی من نمی سازد به خوی خویشتن
خاطر او بیشتر از بیشتر نازکتر است
از نوید لطف پنهانش فریبم می دهد
گفتگوی قاصد از لطف خبر نازکتر است
داغ شو گردون ز نومیدی که در چشم اسیر
رنگ گلهای دعای بی اثر نازکتر است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عاشقانه و زیباییهای نهفته در طبیعت و انسانها میپردازد. شاعر با استفاده از تمثیلها و استعارهها، عشق را به مسائلی چون گلبرگها، زنجیرهای ظریف و نگاهها مرتبط میکند و نشان میدهد که این احساسات زیبا و لطیف، حتی نازکتر از ظرافتهای طبیعی هستند. او همچنین از امید و ناامیدی سخن میگوید و به نوعی به طراوت عشق و فراق اشاره میکند. این اشعار به نقایص عشق و قدرت احساسات مرتبط با آن پرداخته و نشان میدهد که عشق میتواند عمیقاً انسان را تحت تأثیر قرار دهد.