نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۸ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گر شب وصل تو بی مهتاب باشد بهتر است

دیده شور فلک در خواب باشد بهتر است

صبح نا محرم اگر در خواب باشد بهتر است

موج می پروانه مهتاب باشد بهتر است

حیرت خاموشیم رسوای عالم می کند

دل اگر در بزم او بیتاب باشد بهتر است

گریه ام بال کبوتر را به طوفان می دهد

قاصد مکتوب چون سیلاب باشد بهتر است

شرطه بی پرواست کشتی را به ساحل می برد

ناخدای بحر دل گرداب باشد بهتر است

اضطراب دل شراب عیش می ریزد اسیر

ساغر ما چشمه سیماب باشد بهتر است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی‌های عشق و وصال می‌پردازد و بیان می‌کند که در شرایط خاصی، هر چه که نشانه‌ای از عشق و وصال باشد، بهتر است. از شب‌های بدون نور ماه تا صبح‌های رازآلود، همگی با جاذبه‌ها و زیباهایی که عشق در دل انسان ایجاد می‌کند، همراه هستند. همچنین، با بیان احساسات درونی و دل‌تنگی‌های عاشقانه، شاعر به این نتیجه می‌رسد که هر چه تموج و غم و شادی در عالم عشق باشد، با شرایطی خاص، زیباتر و دلپذیرتر است. به طور کلی، شاعر در جستجوی حقیقت و زیبایی در عشق است و به تنش‌ها و حالات مختلف آن اشاره می‌کند.