شمارهٔ ۱۷۹ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
موم شمع کشته از دل چون شد آهن بهتر است
خانه زاد شوخ از فرزند بودن بهتر است
برق تازان را غبار اینجا حصار آهن است
گر شوی در نیستی پنهان ز جوشن بهتر است
بهتر از صد دل وفای تازه یک جو از قدیم
جمله عالم دوست باش آن دوست دشمن بهتر است؟
روی آسایش نبیند دست از دست سنان
پیچ و تاب مار از تار فلاخن بهتر است؟
جلوه ای در کار عالم کرده (از) پرگار من
خار با گل می کند دعوی که از من بهتر است
اینقدر هم بس که رنگ سوختن دارد اسیر
در نظر خاکستر گلخن ز گلشن بهتر است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مقایسههای فلسفی و اجتماعی میپردازد و بیانگر این است که برخی چیزها در دنیا بهتر از دیگران هستند. برای مثال، شاعر میگوید که موم شمع در دل، برخلاف آهن، ارزش بیشتری دارد و فرزند بودن بهتر از خانهزاد شوخی است. همچنین، در مواجهه با سختیها و چالشها، برخی از شرایط بهتر از دیگران هستند. بهطور کلی، پرداختن به وفا و دوستی نیز در شعر مهم است و شاعر معتقد است که دوست واقعی باید در شرایط سخت نیز همراه باشد. در نهایت، اشاره به ارزشهای درونی و حقیقی در مقایسه با ظواهر بیرونی نیز در این ابیات قابل توجه است.