شمارهٔ ۱۹۴ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
فیض نومیدی از امید مروت بیش است
اجر ناکامی از اندازه حسرت بیش است
جرم ناکرده ما را به سلامی بخشند
گل این باغ ز دامان شفاعت بیش است
شوخی می، سر رسوایی مستان دارد
هر که را حوصله بیش است خجالت بیش است
هر چه ننوشته ام از کوتهی مضمون پرس
شکوه هجر ز طومار شکایت بیش است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به احساس ناامیدی و ناکامی میپردازد و بیان میکند که گاهی درد و حسرت آدمی بیشتر از امید و مروت است. او به این نکته اشاره میکند که ممکن است بدون گناه مورد عفو قرار بگیریم و شفاعت دیگران برای ما اثرگذار باشد. همچنین، شاعر به رابطه می و مستی اشاره میکند و میگوید هرچه انسان تاب و تحمل بیشتری داشته باشد، ممکن است بیشتر مورد خجالت قرار گیرد. نهایتاً، او درباره غم و شکایت از جدایی میگوید که ممکن است از موارد غیرمکتوب پررنگتر باشد.