شمارهٔ ۲۱۸ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
از نگاهش خلد ایما پر گل است
از رخش باغ تماشا پر گل است
خواب آسایش به چشم ما کند
خار دارد نقش دنیا پرگل است
با خیال او سفرها کرده ایم
عالم از نقش پی ما پر گل است
دامن قاتل نگیرد خون ما
کی شود پژمرده هر جا پرگل است
نسبتی دارد گهر با اشک ما
از صدف آغوش دریا پرگل است
مزد خوی نازک سنگین دلان
از شرر دامان خارا پر گل است
سوختیم از گرمی خوی کسی
دامن خاکستر ما پرگل است
دیده گرد ترکتازش را شفق
از زمینها آسمانها پر گل است
از گل خمیازه آغوش او
جیب و آغوش کمانها پر گل است
نیست یک سنگ از برای شیشه ای
از سرشکم کوه و صحرا پر گل است
شکوه خون گرید ز دست ما اسیر
روزگار از قصه ما پر گل است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و شکوهی اشاره میکند که در نگاه معشوق وجود دارد و آن را با باغی پر از گل مقایسه میکند. او به خواب و آرزوهای خود که به خاطر غم دنیایی که پر از خار است، تحت تاثیر قرار گرفته است، اشاره میکند. شاعر به سفرهای خیالیاش و تأثیر عشق بر هستی و جهان اشاره میکند و میگوید که حتی از سنگها و کوهها نیز زیبایی و گلهایی ناشی از عشق میروید. او همچنین به درد و رنجی که از عشق میکشد، و به تاثیر آن بر زندگی و روزگارش میپردازد. در نهایت، شاعر عشق و غم را به شکل گستردهای در زندگی توصیف میکند و به زیباییهایی که در هر گوشه از آن وجود دارد، اشاره میکند.