شمارهٔ ۲۲۰ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آن چهره که خورشید غلام است کدام است
آن صبح که مشاطه شام است کدام است
دریوزه یک مسئله مشکلم این است
طفلی که در ارشاد تمام است کدام است
ای باده کشان مطلب دیوانه سؤالی است
آن می که حلال است و حرام است کدام است
سروی که بود سایه او تاج سرما
تا چند بپرسید کدام است کدام است
دیوانه اسیر تو سراسیمه حیرت
آن جلوه کز او کار به کام است کدام است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از شاعر پرسشهایی را درباره معانی عمیق و رازآلود مطرح میکند. او از چهرهای صحبت میکند که به خورشید وابسته است و از صبحی که به شام شباهت دارد. شاعر در جستوجوی پاسخ به معماهایی است که پیرامون خود مشاهده میکند، مانند مفهوم بادهای که هم حلال و هم حرام است. او به تصویر سروی اشاره میکند که سایهاش بر سر دیگران است و از پیچیدگیهای حالت دیوانگی و حیرت در عشق صحبت میکند. در نهایت، سؤالات مطرح شده نشاندهنده جستوجوی شاعر برای یافتن حقیقت و وجودی عمیقتر در زندگی است.