نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲۰ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

جفا جویی سپند آتش اوست

اجل مزدور خوی سرکش اوست

چو دید از سرگرانی کار ما ساخت

تغافل تیر روی ترکش اوست

به چشمم آشنا می آید از دور

مگر خورشید گرد ابرش اوست

اسیر از نا امیدی شادکام است

مگر حسرت شراب بیغش اوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به توصیف تاثیرات منفی و جفا جویی می‌پردازد که به نظر می‌رسد از قدرت و خودخواهی یک نیرو (شاید نمادین) نشأت گرفته است. در اینجا، فرد اشاره می‌کند که مرگ و سرنوشت سرکش او باعث سردرگمی و مشکلات زیادی برای دیگران شده است. حسرت و ناامیدی نیز در آن حس می‌شود، به طوری که در نهایت شادی و امید به زندگی به الکی و در سایه بی‌خبری از مشکلات و حسرت‌های درونیشان وابسته است. به طور کلی، متن به فراز و نشیب‌های احساسات انسانی و تاثیرات منفی بر زندگی افراد منتقل شده است.