نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۶۸ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

سبزه ما کی ز برق خرمنی اندیشه داشت

گر دمید از آب حیوان آتشی در ریشه داشت

در شکست توبه کار عشرت ما شد درست

آسمان ما را گرفتار طلسم شیشه داشت

کوهکن در زیر بار ننگ مزدوری نبود

خونبهای صد چو خسرو از شرار تیشه داشت

دوش زاهد را چو ساغر اختیار از دست رفت

زان ید بیضا که می در آستین شیشه داشت

از نگاه گرم فهمیدم که با من چشم او

باده بد مستیی در ساغر اندیشه داشت

چون کنم با طعنه دشمن که کوه سخت جان

صد جراحت بر دل از تیغ زبان تیشه داشت

بهره ور می شد ز گوهرهای نظم خود اسیر

گر طریق این سخنور زان شاعر پیشه داشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی مفاهیم عمیق و نمادین می‌پردازد. شاعر به ارتباط بین انسان و طبیعت اشاره می‌کند و از سبزه و آب حیوان برای بیان اندیشه‌های خود استفاده می‌کند. همچنین به موضوع توبه و عشق پرداخته و به ننگ‌های انسانی و فشارهای اجتماعی اشاره دارد. تجربه‌های شخصی و درگیری‌های عاطفی او از زبان زاهد و درک عمیق او از باده و مستی در افکارش نیز به تصویر کشیده شده است. در نهایت، شاعر به تلاش برای یافتن معنای زندگی و بهره‌وری از هنر و شعر به عنوان راهی برای رهایی اشاره می‌کند.