نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۱۹ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گلشن آرای خیالم حسن محجوب تو باد

لاله زار خاطرم داغ دل آشوب تو باد

از کتاب دل گشودم فال قاصد می رسد

پیچ و تابم مژده دیدار مکتوب تو باد

درد را لذت فروش سخت جانی کرده ای

جان بیتابی فدای صبر ایوب تو باد

خار وگل آنجا نمک پرورده یک شبنمند

حسرت آرای دل عاشق بد و خوب تو باد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوقش اشاره می‌کند و احساسات عمیق خود را به تصویر می‌کشد. او از خاطرات و دردهایش می‌گوید و آرزو دارد که همیشه یاد و زیبایی‌های محبوبش در ذهنش باقی بماند. همچنین به تضاد عشق و رنج اشاره کرده و از صبوری و استواری معشوقش تمجید می‌کند. در نهایت، شاعر به گلی اشاره می‌کند که در کنار خارها، زیبایی‌های عشق را نمایان می‌سازد.