شمارهٔ ۴۸۵ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز رنگین شیوه ها گلزار بلبل آفرین دارد
تبسم زیر لب خنجر به کف چین بر جبین دارد
ز گرد کین دل گر شیشه بینی آب شمشیر است
چو دشمن صاف گردد زهر در زیر نگین دارد
چه بیدود آتشی دارد قناعت گلخنش گلشن
جدا هر شعله صد گنج شرر در آستین دارد
خراش ناله زنجیر دام عیش می گردد
گرفتار جنون کی خاطر اندوهگین دارد
به کشت بی نیازی قطره باران دل پاک است
به جای خوشه این حاصل گهر در آستین دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر توصیفی است از زیباییها و تناقضات زندگی. شاعر با اشاره به گلزار و بلبل، زیبایی و خوشی را نشان میدهد که هر چند ظاهری زیبا دارد، اما در پس آن درد و رنج نیز نهفته است. تبسم و خنجر نماد تضاد و تناقض است و بیانگر این است که هر لحظه خوشی میتواند با اندوه همراه باشد. زندگی همچون شیشهای آسیبپذیر است و در کنار صلح و دوستی، زهر دشمنی نیز وجود دارد. شعلههای قناعت و شادی، در عین زیبایی، میتواند خطرناک باشد. در نهایت، شاعر نقش باران و بینیازی را به عنوان منبع پاکی معرفی میکند که میتواند به جای خوشههای ظاهری، گوهرهای واقعی را به ارمغان آورد.