نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹۴ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)

زاهد از سبحه رشته ای دارد

فکر صید فرشته ای دارد

گرچه گل نور چشم گلزار است

لاله حسن برشته ای دارد

چشم آیینه تشنه خط کیست

ورق نانوشته ای دارد

دلم از جور یار پر خون است

گل در خون سرشته ای دارد

نیست جوهر به تیغ یار اسیر

بهر قتلم نوشته ای دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان عواطف و احساسات عمیق انسانی می‌پردازد. زاهد، که نماد زهد و عبادت است، در دل خود آرزویی برای به دست آوردن زیبایی‌های روحانی دارد. او به زیبایی گل و لاله اشاره می‌کند و از عشق و درد ناشی از جدایی و بی‌محلی یار خود سخن می‌گوید. شاعر از تشنگی دل و تأثیر خط و کلام بر روح و جان می‌نویسد و در نهایت، به سرنوشت خویش و اسیری در چنگال یار تعبیر می‌دهد. به طور کلی، شعر حسرت، عشق و زیبایی را در تقابل با درد و جدایی به تصویر می‌کشد.