شمارهٔ ۴۹۵ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
فقر هم خودنمایی ای دارد
بی نیازی گدایی ای دارد
دست کوتاه یاس را نازم
نارسایی رسایی ای دارد
برده کشتی شکسته ها به کنار
موج هم ناخدایی ای دارد
انتقامی است بیزبانها
عجز زور آزمایی ای دارد
گشت مطلب روا ز یأس اسیر
با دلم آشنایی ای دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مسائل اجتماعی مانند فقر و ناکامی میپردازد. شاعر به نوعی از فقر و ناتوانی صحبت میکند که هرکدام جلوه خاصی دارند؛ مانند گدایی، یأس، و کشتیهای شکسته. همچنین اشاره شده است که در این وضعیتها، با وجود مشکلات، نوعی زیبایی و شناخت نیز وجود دارد. در نهایت، شعر به احساس عجز و ناتوانی اشاره کرده و نشان میدهد که در برابر قدرت و زور، انسانها با چالشهایی مواجه هستند.