شمارهٔ ۵۲۵ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گر آسمان زکینه دیرینه بگذرد
موج صفای سنگ ز آیینه بگذرد
گر از پل شکسته ز دریا توان گذشت
مخمور هم ز می شب آدینه بگذرد
دشمن به خون خویش تپد در سرای خویش
اما به شرط آنکه دل از کینه بگذرد
گردد چراغ خلوت دلهای قدسیان
آهی که از مصاحبت سینه بگذرد
گیرد جهان ز جوهر تجرید اسیر عشق
چون شعله گر ز خرقه پشمینه بگذرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی مفهوم گذشت و رهایی از کینه و مشکلات میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری مانند گذشتن از آسمان و دریا، نشان میدهد که رسیدن به آرامش و عشق نیازمند گذشتن از زخمها و کینهها است. حتی در دشواریها، اگر دلها از کینه و حسد پاک شود، میتوانند به نور آرامش و محبت دست یابند. در نهایت، عشق و روحانیت میتواند زندگی را دگرگون کند، اگر انسانها از موانع و عقدههای خود بگذرند.