شمارهٔ ۵۳۳ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
وفا با خاکساری می توان کرد
خزانی را بهاری می توان کرد
چنین بیگانه مگذر از دل ما
در این صحرا شکاری می توان کرد
صبا خاکستر داغم نگه دار
نثار لاله زاری می توان کرد
تو گر ساقی شوی مانند خورشید
به یک ساغر مداری می توان کرد
در دولتسرای خاکساری است
که کسب اعتباری می توان کرد
غبارم در طلسم انتظار است
به خاک من گذاری می توان کرد
اسیر از یاد چشم مست ساقی
مداوای خماری می توان کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به اهمیت تواضع و فروتنی اشاره میکند و میگوید که با خاکساری میتوان بهار را به خزانی زیبا تبدیل کرد. او از عمق احساساتش صحبت میکند و از عشق و دلتنگیهایش میگوید. شاعر از "ساقی" (نوشیدنیدهنده) میخواهد که چون خورشید درخشانی کند و در این حالت میتوان شادی و امید را به دست آورد. همچنین، او بر این نکته تأکید دارد که در فضایی تواضع، میتوان به اعتبار دست یافت و در انتظار عشق، میتوان غبار غم را برطرف کرد. در نهایت، شاعر میگوید که یاد چشم مست ساقی میتواند در تسکین خماری و درد دل مؤثر باشد.