نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۵۳ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

نوبهار است به میخانه مبارک باشد

جامه عید به دیوانه مبارک باشد

خم ابروی تو را دیده، کشیدیم شراب

ماه نو بر رخ پیمانه مبارک باشد

دلم از فیض تمنای تو دایم چمن است

تا قیامت به تو این خانه مبارک باشد

از تپیدن دل من خواب ربا ساخت تو را

روش تازه افسانه مبارک باشد

گه رباینده غم گاه فزاینده هوش

باده بر عاقل و دیوانه مبارک باشد

ای نگه وحشت الفت روش بیهده رنج

آشنایی به تو بیگانه مبارک باشد

دادم از دود دلی خرمن عالم بر باد

تازه مرغان قفس دانه مبارک باشد

هرزه تا چند خراشی دل خود بی خود اسیر

الفت زلفش با شانه مبارک باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر شاعر به زیبایی و شادی بهار و سرزندگی می‌پردازد و این فصل را با میخانه و نوشیدنی‌ها پیوند می‌زند. او به زیبایی‌های محبوب خود اشاره کرده و از عشق و تمنای او سخن می‌گوید. دلش همیشه آرزوی وصال عشق را دارد و برای همیشه این عشق را مبارک می‌شمارد. شاعر به تضادهایی مانند عشق و غم، عقل و جنون، آشنایی و بیگانگی اشاره می‌کند و هر یک را به عنوان بخشی از تجربه انسانی جشن می‌گیرد. در نهایت، شاعر مفهوم عشق و آرزو را پرزرق و برق و خوشایند می‌بیند و این حالات را به نوعی مبارکی برای همگان می‌داند.