شمارهٔ ۵۵۸ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
اگر با دیده اعجاز محبت یار خواهد شد
نگاهم روشناس دولت دیدار خواهد شد
از او جز کشتن خود حاجت دیگر نمی خواهم
زبان را در ادب کی رخصت گفتار خواهد شد
کند گر همت پیر مغان یاری دینداران
سوال معنی پیچیده ای زنار خواهد شد
خمار توبه گر دردسرم ز این بیش خواهد داد
نگاه گرم می خونریز استغفار خواهد شد
حجاب عشق گر زینسان لب اظهار می بندد
میان ما و فرصت گفتگو بسیار خواهد شد
اسیر از یک نگاه گرم ساقی گشته بیطاقت
ندانم چون حریف ساغر سرشار خواهد شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان حالاتی از عشق و تمناهای دل پرداخته است. شاعر از عشق یار و زیباییهای آن صحبت میکند و میگوید که اگر عشق واقعی و اعجاز محبت وجود داشته باشد، نگاهها و دیدارها نیز خوشایند و نیکو خواهد بود. او تنها آرزویش این است که خود را در عشق فانی کند و به دنبال کلام و ادب، حوصلهاش را از دست ندهد. از سو دیگر، به وضعیت دینداران و چالشهایی که در این مسیر دارند اشاره میکند و از دشواریهای توبه و استغفار میگوید. در نهایت، شاعر به قدرت نگاه و تأثیر آن اشاره کرده و بیان میکند که عشق و اشتیاق میتواند آدمی را بیتاب کند. کل این ابیات به زیباییهای عشق و چالشهای آن در زندگی انسانی میپردازد.