شمارهٔ ۶۳۰ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گر نگه نکهت گلزار حیا می باید
جور هم قاصد پیغام وفا می باید
بی جنون گم شده عشق به منزل نرسد
خضر این بادیه زنجیر به پا می باید
خانه پرداز هوس نام محبت نبرد
گر بداند که در این راه چها می باید
تا دلم همسفر عشق شد آرام گرفت
مست را بستر سنجاب هوا می باید
سر تسلیم به جای قدمی دارد اسیر
تا شنیده است که هر چیز بجا می باید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوعاتی چون عشق، وفا و جنون اشاره دارد. در آن بیان میشود که برای حفظ زیبایی عشق و ارتباط، لازم است افرادی با وفا و عاقل حضور داشته باشند. عشق بدون جنون نمیتواند به مقصد برسد و شخص باید آمادهی پذیرش شرایط سخت و طاقتفرسا باشد. همچنین، شاعر به اهمیت تسلیم و قبول شرایط در راه عشق اشاره میکند و میگوید که برای رسیدن به مقصود در عشق، باید از موانع و دشواریها عبور کرد.