نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۳۱ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نگهبان چراغ راز دل خاموش می باید

امانتدار نقد دوستی بیهوش می باید

حجاب ره زگرد کاروان برخاست مقصد را

توان از یک نگه تا کعبه رفتن هوش می باید

ز فیض بی نیازی مزرع ما دامن ابر است

قناعت مشربان را قطره دریا جوش می باید

چو خورشید از بهار جلوه آیین بسته عالم را

چراغان نگاه نرگس جادوش می باید

بهار دل میسر شد اسیر از فیض رخسارش

گلستان نگاه از خط عنبر پوش می باید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عمق رازها و ارزش‌های دوستی و قناعت اشاره دارد. نگهبان چراغ دل باید رازدار باشد و در دوستی، وفاداری و بی‌خود بودن نمایان شود. همچنین، اشاره شده که برای رسیدن به مقصود و معانی بلند، نیاز به بصیرت و هوش است. به بیان زیبایی‌های طبیعت و زندگی، مانند آفتاب و گل، تأکید می‌کند و نشان می‌دهد که با وجود چالش‌ها، زیبایی و فیض در زندگی وجود دارد. در نهایت، شاعری از زندگی و دل‌بستگی به زیبایی‌های طبیعی سخن می‌گوید و بر اهمیت نگاه مثبت و عمیق تأکید می‌کند.