شمارهٔ ۶۵۳ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
شبنم باغ وفا از خار دندان سخت تر
شوخی خورشید از الماس پیکان سخت تر
می رمد زنجیرش از زنجیر دیگر همچو موج
نیست کس از سبزه زار سنگ دندان سخت تر
عرض سرعت می برد مجنون در آن وادی که هست
گرد از افتادگی از کوه دامان سخت تر
تیغ بی جوهر خجالت دارد از بی قیمتی
جود بی سرمایه از فولاد هم جان سخت تر
در جنون بر ناله ام مشق سرایت می کند
بیزبانی هست از زنجیر افغان سخت تر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مقایسه و تضادها میپردازد و احساسات عمیق شاعر را نسبت به عشق و دلبستگی نشان میدهد. شاعر به تصویری از زیباییها و دردها میپردازد و با بیان تصاویری از طبیعت و اشیاء سخت، مانند تیغ و الماس، نشان میدهد که عشق و عواطف انسانی میتوانند از این سختیها نیز فراتر بروند. او به سختیهایی که در مسیر عشق وجود دارد اشاره میکند و بیان میدارد که برخی از حالات روحی و عاطفی، همچون جنون و ناله، از درد و مشکلات دنیوی بیشتر جانسوز و طاقتفرسا هستند.