شمارهٔ ۶۵۶ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ساقی تبسم مژه کام بیشتر
در فیض صبح باغ گل جام بیشتر
کفر است لب مبند زخواهش که لطف دوست
خواهد ز بی نیازتر ابرام بیشتر
گر دام احتیاط فراموش کرده ای
صید رمیده تر شودت رام بیشتر
باشد ز فیض نسبت یکرنگی خطش
از سبزه سحر نمک شام بیشتر
آزاد نعمتیم و گرفتار وحشتیم
زنجیر گشت پاره و شد دام بیشتر
سر کرده ایم تا که برد صرفه چون اسیر
من بیشتر دعا و تو دشنام بیشتر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احساسات و تجربیات انسانی میپردازد. شاعر از زیباییهای باغ و لذت بخش صبح سخن میگوید و تأکید میکند که محبت و وفاداری از جانب دوست خداوندی مهمتر از هر چیز دیگر است. او به موضوع احتیاط و خطر در روابط اشاره میکند و میگوید که اگر احتیاط را فراموش کنیم، ممکن است دیگران از ما دور شوند. شاعر در نهایت اشاره میکند که علیرغم داشتن آزادی، احساس استیصال و ترس وجود دارد، و این تناقض در زندگی را به تصویر میکشد. در پایان، شاعر از دعا و دشنام به عنوان دو روی سکه احساسات انسانی یاد میکند.